ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

147

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

در چندين سال پيش كه من اينجا آمدم و زبردست‌خان به دنبال من آمد چنان كه بر جنابعالى و همگان روشن است نسبت به شما و افرادتان همه‌گونه محبت « 15 » ابراز داشته‌ام . در دوران زبردست‌خان مذكور ( پشت برگ 3483 ) كه كاركنان شركت هلند مرتكب انواع كارهاى خلاف « 16 » مىشدند پيوسته تا آنجا كه در توان داشتم كوشيدم كه زبردست‌خان را آرام كنم و از واكنش بازدارم و نگذارم نسبت به اين رويدادها رفتار سخت داشته باشد . پس از رفتن مخدوم من زبردست‌خان نامبرده در بالا من حتى بيش از پيش نسبت به آدمهاى شما ابراز محبت كردم . نيز يكى دو بار « 17 » كه مشاجراتى در ميان كاركنان جنابعالى و آدم‌هاى اللّه بخش كوتوال كه غلام زبردست‌خان بود درگرفت من آنها را تصفيه كردم و كارى كردم كه طرف ستمديده داد خود را بگيرد . يك بار ديگر يكى از نگهبانان قلعه نسبت به يكى از آدمهاى جنابعالى مرتكب خلاف شد و من او را در حضور ديلماج « 18 » شما به عنوان سرمشقى كه من به دنبالش هستم مجازات كردم و اين كارها را پيوسته به خاطر دوستى صميمانهء خود انجام داده‌ام . آدم‌هاى من نيز همين رفتار را داشته و هنوز همين رفتار را دارند « 19 » ( 3484 ) اما به نظر من مىرسد كه

--> ( 15 ) - محبت او اساسا در روز ورودش نسبت به مدير شركت انگليسى آن روز ابراز شد . ( 16 ) - در اينجا به نظر مىرسد به ماجراى بازرگان و حسابدار پيشين پاولوس هامل Paulus Hamel اشاره دارد اما از تخلفاتى كه مخدوم او زبردست‌خان بارها نسبت به ما انجام داده است سخنى نمىگويد . ( 17 ) - به جاى دو بار نزديك بيست بار اين مشاجرات درگرفت بىآنكه عدالتى اجرا شود فقط مىگفت كه اينها آدم‌هاى من نيستند . و من نسبت به اللّه بخش و آدمهايش نمىتوانم كارى كنم و جز آن . . . آدمهاى ما كتك خوردند ، مضروب شدند آرى حتى توسط اين اوباشان زخمى گشتند رك همين روزنامه مورخ 24 آوريل و 13 مه گذشته . ( 18 ) - او دستور داد كه نگهبان قلعه در حضور ديلماج ما مجازات شود اما اين كار را نكرد . اين خان چه گستاخانه و بىشرمانه سخن مىگويد . ( 19 ) - مهربانى و دوستى آدم‌هايش در زمانى كه او نايب بيگلربيگى بود به روشنى در بالا ( 3484 ) نشان داده شده است .